تبليغاتX
*** یَا حُسَینِ مَظلُومِ(ع) ***
*** یَا حُسَینِ مَظلُومِ(ع) ***
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
اربعین حسینی


       مـيـون هـمـه دل هـا ،امـون از دل زيـنـب(س)


  ** غم کوچه و سيلي ... غم صـورت نـيـلي **
                    **
غم قــد کــمــونــي ... غم يـاس خـزونـي **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب
(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 

  ** غم غـربــت حـاکي ... غم چــادر خــاکـي **
                    **
غم غـسـل شـبونه ... زخم بازو و شونه **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 

  ** غم حـــيـــدر خــسـتـه ... غم فـــرق شـکـســته **
              **
غم ســيــنـه گـلـگـون ... غم طشت پر از خون ** 

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 

  ** غم شـبه پـيمبر(ص) ... موي خـوني اکبر(ع) **
                   **
غم محسن(ع) ديگر ... غم غربت اصغر(ع) **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)


  ** غم دست بريده ... غم فـرق دريده **
                           **
غم قـد خـمـيـده ... غم راس بريده **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 

  ** غم موي پـريشان ... غم پـيکر عـريان **
                      **
غم نـالـه و زاري ... غم نـاقـه سواري **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 

  ** غم اون هـمه آزار ... بين کـوچـه و بازار **
                  **
غم طـعـنه و دشنام ... غم ســنـگ لـب بـام **
  **
غـم و مـحنت وناله ... غم مرگ سه ساله **

      شده قاتل زينب(س)،امون از دل زينب(س)
                        ميون همه دل ها ،امون از دل زينب(س)

 



«ورود اهل بیت شهید کربلاء دیگرباره به کربلاء»

در کتاب لهوف و عوالم و منتخب طریحی مسطور است که:اهل بیت(علیهم السلام) چون از شام بیرون شدند و به عراق نزدیک آمدند، نعمان بن بشیر انصاری را گفتند: ما را از راه کربلاء کوچ بده و دیگر باره به کربلاء آمدند و چنان افتاد که هم در آن روز جابربن عبدالله انصاری و جماعتی از بنی هاشم به قصد زیارت قبر سیدالشهداء(علیه السلام) وارد کربلاء شدند و ورود آن جماعت هم در آن ساعت بود که اهل بیت(علیهم السلام) در رسیدند.بانگ ناله و زاری و صیحه عویل و بی قراری از جانبین برخاست.مردم آن اراضی از قاضی و دانی چون رسیدن علی بن الحسین و اهل بیت(علیهم السلام) را بدانستند، به قدم عجل و شتاب در رسیدند و جامه سوگواران در بر کردند و چون ابر بهاران بگریستند؛ سر و مغز را به لطمه بکوفتند و چهرگان را به زخم ناخن بر آشفتند.پس از روزی چند که داد مصائب و نوائب بدادند طریق مدینه را در پیش داشتند.

ظواهر امر دلالت دارد بر اینکه آمدن اهل بیت(علیهم السلام) به کربلاء در همان سال شهادت بوده است و یکی از ادله این امر این است که مردم مدینه بعد از مراجعت اهل بیت(علیهم السلام) به مدینه اطلاع از شهادت حضرت امام حسین(علیه السلام) حاصل نمودند و چگونه ممکن است در ظرف یک سال آنها از جریان قتل امام و آقایشان بی اطلاع بمانند.اشکالی که بعضی نموده اند این است که چه نحو ممکن در این مدت کوتاه اهل بیت(علیهم السلام) با وسائل سواری آن زمان از شام به کربلاء برسند.جواب اشکال این است که یزید ملعون پس از آنکه متوجه شد که از نظر سیاسی اشتباه بزرگی کرده در مقام برآمد که تا آنجا که ممکن است دل بازماندگان امام حسین(علیه السلام) را به دست آورد و از طرفی ماندن اهل بیت(علیهم السلام) در شام به ضرر او بود و خوف این بود که انقلاب شود و از ناحیه دیگر اهل بیت شهید کربلاء(علیهم السلام) مایل به حرکت از شام و رجوع به مدینه بودند، طبعاً یزید ملعون بهترین وسیله آن زمان را در اختیار آنها قرار داد و سفارش آنها را به مأمورین نمود و اهل بیت(علیهم السلام) مایل بودند تجدید عهدی با قبر امام حسین(علیه السلام) بنمایند، بنابراین امکان دارد که با سرعت و شتاب کاروان را ببرند و طوری رفته باشند که همان اربعین اول کربلاء رسیده باشند و دلیل عقلی برخلاف نیست تا ناچار شویم دست از ظواهر امر و شواهد برداریم.والله العالم.

 

«خبر دادن بشیر اهل مدینه را به شهادت شهید کربلاء»

حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) به بشیر فرمود: پدر تو مردی شاعر بود، تو را هیچ از آن صنعت بهره و نصیبه ای داده باشد؟ عرض کرد من نیز شاعرم.حضرت امام سجاد(علیه السلام) فرمود: اکنون بر نشین و طریق مدینه پیش دار و مردم آن بلده را از شهادت ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) و رسیدن اهل بیت(علیهم السلام) آگاه کن.

بشیر بر حسب فرمان بر اسب خویش برنشست و راه در نوشت و چون به مدینه درآمد، با هیچکس سخن نکرد تا به مسجد رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) رسید پس به اعلی صوت بگریست و این شعر بگفت:

** یا اهل یثرب! لامقام لکم بها ... قتل الحسین(ع) فأدمعی مدرار **

               ** الجسم منه بکربـلاء مضرج ... والرأس منه علی القناه یدار **


یعنی ای اهل مدینه! مدینه جای اقامت شما نباشد، حضرت امام حسین(علیه السلام) کشته شد و اشکهای من ریزان است؛ بدنش در کربلاء به خون آغشته و سرش بر نیزه گردانده میشود و آنوقت فریاد برآورد که: ای مردم اینک علی بن الحسین(علیهما السلام) است که با عمه ها و خواهرها به اراضی شما درآمد و در ظاهر شهر شما رحل خویش فرود آورد.اینک من فرستاده و رسول اویم و شما را بر رسالت خویش به حضرت او دلالت میکنم. (1)



(1)
کتاب شهید کربلاء، ص 315-317.

 

+ 15:22 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)